امروز تصمیم گرفتم ازخونه که اومدم بیرون به همه لبخند بزنم

امروز تصمیم گرفتم ازخونه که اومدم بیرون به همه لبخند بزنم و این هم نتایجش:


به یک دختر خانم لبخند زدم گفت مرتیکه از سنت خجالت نمیکشی؟!!


به یک آقا پسر جوان لبخند زدم گفت پدرجان من اینکاره نیستم!


به یک پیرزن لبخند زدم گفت مگه خودت مادر نداری؟!!


به یک پیرمرد لبخند زدم گفت رو آب بخندی منو مسخره میکنی؟!!


به یه خانم میانسال لبخند زدم با کیفش زد تو سرم!


به یه آخوندی لبخند زدم گفت استغفرالله!


به یه آقای محترم لبخند زدم گفت برو به قبر بابات بخند!


به بابام لبخند زدم میگه کوره خر پول کم اوردی یا زن میخوای

به مامانم لبخند میزنم میگه پدر سوخته با دوس دخترت قرار داری


حالا بازهم بگین لبخند بزن!!
امروز میخوام فقط فحش بدم!!!
نتیجه اش رو هم فردا اعلام میکنم!
¡¡¡¡¡¡¡¡
دیدگاه ها (۶)

آسمون خرااااااااش!!!!!؟؟؟؟؟؟؟هن!!!!؟؟؟؟؟اهین¡¡¡¡¡¡¡¡¡¿¿¿¿¿¿¿...

هییییییییناینبار چهارصدوسی بار هیییین¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡ای فیلسو...

ﻣﻦ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯﻗﻔﺲ ﺍﺯﺍﺩ ﮐﻨﯿﺪ.... .....ﻗﻔسم برده ومجهزبهﻭﺍ...

پرهاممسافر کوچووووولووووی ویسکاشف و فیلسوف وریاضی دان جغرافی...

دختر بابایی پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط