مانند فروریختن برف به الوند

مانند فروریختن برف به الوند
آرام نشستی به دلم..ساده ی دلبند.!!!

فهمیدم از آن خلقت دردانه ی آدم
طرحی ز نگاهت شده سرمشق خداوند

فهمیدم و دلبسته شدم باز به چشمت
آرام چو دلبستگی مادر و فرزند

دلبسته شدم..بند به بندم تب و گرما
رقصیدم و افتاد به جانم شرری چند

هر صبح غبار غمت آید به سراغم
خاموشم و پردرد..همانند دماوند..

دیدند پریشانی من...مردم شهرم
دستم نگرفتند و کنارم ننشستند

پرسیدم از احوال بدم پیش طبیبان
نبضم نگرفتند و به من هیچ نگفتند

"گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی"
مانند تو را خلق نکرده است خداوند
دیدگاه ها (۳)

مانند فروریختن برف به الوندآرام نشستی به دلم..ساده ی دلبند.!...

مانند فروریختن برف به الوندآرام نشستی به دلم..ساده ی دلبند.!...

مانند فروریختن برف به الوندآرام نشستی به دلم..ساده ی دلبند.!...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی»«دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»گ...

الهی آمین!!

اینجا بهت یاد میدم با سرمایه کم هم ترید کنی!

#تکست_خاص

حق

بزرگترین درس زندگے رو سعدے داد اونجا ڪه گفت :" **اندازه نگهد...

#کلیپ_ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط