زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد

زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد
نه که از , ماشطه هم زحمت بى جا ببرد
من به نقش تو گر از جا بروم خود رفتم
شرط آن است که نقش توام از جا ببرد
#شهریار #بهاره🌸
دیدگاه ها (۱)

هر دو سرخیم ولی فاصله ی ما از همپرده هایی ست که در قلب انار ...

بی تو خاموش کوچه مهتابی ماکس نداند خبری از شب بی خوابی ماسقف...

در این شب سیه که فرو مرده شمع ماهای مه! چراغ کلبه من باش ساع...

تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن یک سقف پا برجا محکم تر از اهنس...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

*ای پادشه_خوبان داد از غم_تنهایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط