شخصیت های دختر داستان ان سوی سرنوشت
شخصیت های دختر داستان ان سوی سرنوشت
ادرینا راد : دختر ایرانی ساکن تهران ، سال اخر دبیرستان شخصیت هم که ماشالله خدا هر چی چیز بوده تو این بشر ریخته
ادلیا رادمنش : سال اخر دبیرستان ، رفیق فاب ادرینا. شخصیت خنده رویی داره که هیچوقت این خنده از رو لباش نمیره و کارایی میکنه که بقیه رو به خنده وا میداره و صدای خنده هاشم مثل صدای فیلم ترسناک
سومیا اشکانی : 17 ساله با جهشی خوندن سال اخر دبیرستان ، فوزول ، عشق دعوا ، زبون هم که اتوبان کرج تا تهران و کلا میگم عشق دنیا رو میکنه
ارنیکا رهگذر و اریکا رهگذر : ستل اخر دبیرستان تشریف دارن ، خواهرای دوقلو ، روانین اصلا از بس که مردمو سر کار میذارن ، شیطنت از تخم چشاشون میباره. موقعی که خیلی خجالت بکشن لپاشون سرخ میشه و توی بروز احساسات خیلی خوبن
مانیا تهرانی : 21ساله ساکن شیراز ، یکم جدی با کسایی که زاویاد اشنا نیست ولی تو جمع دوستانه خیلی پر جنب و جوش هستن و اصلا یه جا بند نیست و هرکی ناراحتش کنه زود به دل میگره و ناراحت میشه ولی بازم هیچی تو دلش نیست و زود همه ی ناراحتیا رو از یتوادش میره
مین سورا : 17 ساله از کره ، به خاطر اینکه پدرش سرهنگه بیشتر توی اداره پلیسه. شوخ طبع ، خون گرم ، مهربون ، به ظاهر مظلوم اما در باطن شیطون ، موقع غذا هم جدی و کسی جرعت نداره نزدیکش بشه. عشق حیووناست و یه باغ وحش تو خونش داره
منتظر داستان من باشید :-)
ادرینا راد : دختر ایرانی ساکن تهران ، سال اخر دبیرستان شخصیت هم که ماشالله خدا هر چی چیز بوده تو این بشر ریخته
ادلیا رادمنش : سال اخر دبیرستان ، رفیق فاب ادرینا. شخصیت خنده رویی داره که هیچوقت این خنده از رو لباش نمیره و کارایی میکنه که بقیه رو به خنده وا میداره و صدای خنده هاشم مثل صدای فیلم ترسناک
سومیا اشکانی : 17 ساله با جهشی خوندن سال اخر دبیرستان ، فوزول ، عشق دعوا ، زبون هم که اتوبان کرج تا تهران و کلا میگم عشق دنیا رو میکنه
ارنیکا رهگذر و اریکا رهگذر : ستل اخر دبیرستان تشریف دارن ، خواهرای دوقلو ، روانین اصلا از بس که مردمو سر کار میذارن ، شیطنت از تخم چشاشون میباره. موقعی که خیلی خجالت بکشن لپاشون سرخ میشه و توی بروز احساسات خیلی خوبن
مانیا تهرانی : 21ساله ساکن شیراز ، یکم جدی با کسایی که زاویاد اشنا نیست ولی تو جمع دوستانه خیلی پر جنب و جوش هستن و اصلا یه جا بند نیست و هرکی ناراحتش کنه زود به دل میگره و ناراحت میشه ولی بازم هیچی تو دلش نیست و زود همه ی ناراحتیا رو از یتوادش میره
مین سورا : 17 ساله از کره ، به خاطر اینکه پدرش سرهنگه بیشتر توی اداره پلیسه. شوخ طبع ، خون گرم ، مهربون ، به ظاهر مظلوم اما در باطن شیطون ، موقع غذا هم جدی و کسی جرعت نداره نزدیکش بشه. عشق حیووناست و یه باغ وحش تو خونش داره
منتظر داستان من باشید :-)
- ۱۲.۱k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط