فیک تهیونگ درخواستی

فیک تهیونگ درخواستی
لحظه ی دیدار با تو
ایدیتورم : @karlykarly


ا.ت خواست بع اون شماره پیام بده ولی بلاک شده بود

ا.ت : اههه نمیشه پیام داد مردک عقده ای

ا.ت رفت داخل اتاق لباس هاشو عوض کرد

رفت بیرون ، هوا بارونی بود

ا.ت : هه وسط تابستون بارون میباره خدا ام نمیدونه داره چیکار میکنه

ا.ت همینطوری راه میرفت که احساس می‌کرد یکی داره پشت سر اون راه میره

برگشت و پشتش رو نگاه کرد

کسی نبود

ا.ت حس می‌کرد داره دیوونه میشه تند راه رفت

که بارون شروع به بارش کرد

قطره های ریز

20 دقیقه گذشت ا.ت مثل موش آب کشیده شده

بود ، هنوزم حس می‌کرد یک نفر پشت سرشه ولی هیچکس نبود

همینطوری به راهش ادامه داد تا رسید به یه پارک

نشست اونجا

همه جا خیس بارون بود

هنوز تو فکر موضوع جونگ وو بود ، یعنی اون فرد کی بوده

حدود 15 دقیقه گذشته بود

بدن ا.ت از سرما میلرزید و گلوش میسوخت

ا.ت بلند شد تا برع خونه

باد شدید شد

همینطور که به طرف خونه راه میرفت

یه برگه خورد تو صورتش

ا.ت : اه خدا ، اگه از آسمون پول بباره یدونش تو

جیب من نمیره ، ولی اگه یدونه سوزن از آسمون

بیفته صاف میاد میرع تو کوووووو …💃 من

ا.ت برگه رو پرت کرد رفت

به راهش ادامه داد ولی منصرف شد و برگشت یه

حسی بهش میگفت که داخل اون برگه یه چیزی هست

برگه خیس آب شده بود

ا.ت خم شد و برگه رو برداشت

داخل برگه نوشته بود که

…
دیدگاه ها (۱)

سناریو ران پارت یک

سناریو خط قرمز پارت ۳

سناریو بونتن پارت۸

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

سناریو مایکی پارت اخر

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!تام از خونه رفت بیرون و ب...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط