قسܩـتـ هفتم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧

قسܩـتـ هفتم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧
{موقعیت تو مهمونی}
کلوریا:دخترا اومدید امروز خیلی لباس هاتون خوب شده
رومیا:ممنونم تو هم خوب تیپ زدی
اِما:مطمئنم منو نمیگفتی
کلوریا چرا اتفاقا تورو میگفتم(کلوریا تو مغزش:معلومه که من از شما خیلی سر ترم)
جنی:آره کلوریا لباس تو هم عالیه
(جنی تو مغزش:دختره ی زشت شبیه یه کرم له شدس)
راوی:مهمونی دشمنان به این میگن
{موقعیت پسرا تو مهمونی}
کانگ: بفرمایید یکم نوشیدنی میل کنید
سوک: خیلی ممنونم
اون:ممنونم
اون: اوم چه طعم ترشی داره
کانگ: از خرزره ابی و جنسینگ ۱۰ ساله درست شده
سوک: معلومه که خیلی براش زحمت کشیده شده یه طعم خاص داره
جیسو:البته هرکسی هم به خوبی شما متوجه مزه ها طعم ها نمیشه
رومیا: قطعا اینطوره هرکسی هم به خوبی کانگ در این موضوع ها شناخت نداره.
رومآ :قطعا تمام پسر ها و البته خودمون توانایی های خودمون رو دارین
جنی: اگر دوست داشتید از بحث تعریف از پسرا بیرون بیاید
اِما :دقیقا موافقم خواهر جان
کانگ: چشم خواهر جان
راوی :چون جنی از همه بزرگ تره همه اونو خواهر جان صدا میزنن
کلوریا :بچه ها بهتر نیست بریم طبقه بالا؟
و یکم نوشیدنی بخوریم
جنی ؛چرا بریم
کلوریا :پسرا شما هم بیاید
اون :باشه
❗راوی:استايل دخترا تو اسلاید های بعد❗
ادامه دارد........🌤
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به هیتر های عزیزاینم ادیتومانقدر از بدون نت بودن حوصلم...

خوب این منم دیگه😶واسه همینم شاید عاف زدمنمیدونم اصلا با اوضا...

قسܩـتـ ششم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت جلوی در مدرسه}جنی: م...

تولد بانو یونا مبارککک 🎊🎉ببخشید دیر شدخوب خوب من بازم به زور...

قسܩـتـ پنجم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت روز اول کارجنی}جنی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط