جوانی بادوچرخه اش باپیرزنی برخوردکرد

جوانی بادوچرخه اش باپیرزنی برخوردکرد
وبه جای اینکه ازاوعذرخواهی کندوکمکش کندتاازجایش بلندشود،شروع به خندیدن ومسخره کردن اونمود؛

سپس راهش راکشیدورفت؛پیرزن صدایش زدوگفت:چیزی از تو افتاده است.

جوان به سرعت برگشت وشروع به جستجونمود؛پیرزن به اوگفت:زیادنگرد؛
مروت ومردانگی ات به زمین افتادوهرگزآنرانخواهی یافت؛؛

 زندگی اگر خالی ازادب واحساس واحترام واخلاق باشد،هیچ ارزشی ندارد؛
دیدگاه ها (۴)

خداوندا ‌‌:دستم به آسمانت نمی رسد تو که دستت به زمین می رسد،...

ﺩﻟﻢ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍﯼ ﺧﻮﯾﺶﭼﻪ ﺑﯽ ﺁﺯﺍﺭ ﺑﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﺠﻮ...

هفت سین خانمهاخانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن :کای...

مهم نیست چه فکر می کنیم، چه می دانیم و چه باوری داریم! مهم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط