خدایا کفر می گویم

خدایا کفر می گویم
سرپنجه به چشمانم بگرفتم و بستم چشم پیشانی خود پنهان بر پنجه خود کردم تا داغ شکستم را از خلق کنم پنهان اما تو که می بینی اما تو که می دانی تنهاترم از تنها ای یاور بی یاران این دست منو این تو بس کن دگر این بازی اخر به چه می نازی خود می شکنی اسان هرچیز که می سازی یک تن بود از ما تو ای رهبر گمراهان یا می کشیم با خود یا می کشمت آسان نه صبح جلا دارد نه سینه صفا دارد اندوه غروبی نیست امید به فردا چیست امشب غم و فردا غم بی عشقم و بی عالم تنهاترم از تنها ای یاور بی یاران اینک منو بی تو داد دل من بستان از صفحه این گیتی محوم کن و پاکم کن تا با تو درآمیزم پاکم کن و خاکم کن .
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

🚩یالثارات الحسین🚩 🇮🇷یالثارات الخامنه ای🇮🇷#باید برخاست:ای غ...

تو منو دوست داری؟پارت ۳۰انیا: دامیان آوه آوه چرا تو منو دوس...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۰روز تقریباً تمام شده بود.چهار امگا ک...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند ثانیه فقط به دستبند...

سناریو قهوه با بوی شکلات

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p2هیوجین: اومممم، اگر یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط