دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد

دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد



پادشاهی دو عالم به گدائی نرسد



برو ای عقل مگو عشق چرا کرد چنین



پادشاه است و بر او چون و چرائی نرسد
دیدگاه ها (۶)

باز کن پنجره را و به مهتاب بگوصفحه ذهن کبوتر ابیست...👤فروغ ف...

عسل در کاسه یِ چینی بیاورگُل و انجیـر و شیرینی بیاورتعارف کن...

‌در دلم غوغاست،اما رازداری بهتر استچشم می دوزم به در؛امیدوار...

من فقطیک ایستگاه بین راهی بودمکه او خستگی در کندو به راهش اد...

عشق همدست به تقدیر شد و کار مرا ساخت برو ای عقل که کاری تو ب...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۲۶ویو املیا همراه با زویی وارد قصر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط