"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۹۳



چشماش رو آروم باز کرد.
هنوزم تو اون اتاق سفید قرار داشت.
حالش از بیمارستان بهم میخورد و دلش میخواست هرچه زودتر به خونه بره.

ماسک اکسیژن که روی صورتش بود رو برداشت.
روی تخت نشست و پاهاشو به سمت کنار تخت برد و سعی کرد از روی تخت پایین بیاد.

در صدا خورد و جونگکوک وارد شد.
جونگکوک وقتی فهمید بهوش اومده سریع به سمتش اومد.
_نبابد از تختت پایین بیای
و پاهاشو گرفت و رو تخت گذاشت.

دیار با اخم به جونگکوک نگاه کرد.
جونگکوک دستی رو سرش کشید و کنارش نشست.

به پشت و بالش دیار تکیه داد.

_چه نرمه..بدن درد گرفتم رو صندلی
و بعد قلج کردنشو شکوند.

دیار با دلخوری با آرنج زد تو بغل جونگکوک تا بلند شه.
ولی تکونم نخورد.

یهو جونگکوک خم شد و از زیر تخت خرگوش کوچولو هارو بیرون آورد.

هر دوتاشونو تو دستش گرفته بود و قیافه های خنگشون دیدنی بود.
دیار با دیدنشون چشماش برق زدن و لبخند زد.

_بگیر این فسقلی هارو
به سرعت هر دوتاشونو گرفت و یکشونو روی شکمش گذاشت و اون یکی رو روی پاهاش.

صورتاشون رو بوس بارون میکرد و خیلی جلوی خودشو می‌گرفت تا فشارشون نده.

اونی که رو پاش بود پرید رو پای جونگکوک و با گوش های آویزون بهش نگاه میکرد.

_چخه..برو اونور
از پشماش گرفت و انداختش روی پای دیار.

دیار به حرکت جونگکوک خندید و خرگوشا رو کنار هم گذاشت.
دیدگاه ها (۱۳)

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1. وقتی پریودی و.......

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_19 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄باه...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

گل خونی پارت 51تهیونگ سری رفت سمت جونگکوک که ببینه حالش خوبع...

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p21چند دست لباس خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط