از پس پرده نگاه کن

از پس پرده نگاه کن

مثل شطرنجه زمونه

هرکسی مثل یه مهره توی این بازی میمونه

یکی مثل ما پیاده

یکی صد سال سواره

یه نفر خونه بدوشه

یکی دوتا قلعه داره

یه طرف همه سیاهو یه طرف همه سفیدن

روبه روی هم یه عمره ما رو دارن بازی میدن

اونا که اول بازی توی خونه ی تو من

پیش پای اسب دشمن

اون همه سرباز رو چیدن

ببین امروزم تو بازی میون شاهو وزیرن

هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر میگیرن

تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمیشه

به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت

تاج رو از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت

اونکه مارو بازی میده

اونیکه مهره رو چیده

اونیکه نه شاه نه سرباز

نه سیاه...........نه سفیده

از پس پرده نگاه کن
دیدگاه ها (۹)

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانمباید  چـــه  بگویم  به  پر...

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان...

سه پند لقمان به پسرشروزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند...

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ﻭ ﭘﺎﻧﺘﻪ ﺁ ‏(ﺣﺘﻤﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار رفتی خونشون دورهمی و با د...

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒صدای قدم‌های جئون توی راهروی ساکت عمارت می‌پیچید،...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 116・⁠]⁠ᕗبلند خندیدم و مثلا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط