کار به جایی رسیده که

کار به جایی رسیده که
انگار صِرف زنده بودن خجالت دارد
تا چه رسد به دوست داشتن.. بودن و نبودن،
زندگی و مرگ هر دو رسوا و بی‌آبرو شده‌اند.

👤  #شاهرخ_مسکوب
دیدگاه ها (۰)

بزرگ‌ترین موفقیتِ زندگیماین بوده است که با چشم‌های خودم ببین...

کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن...چادر گلدار به سرم م...

لطفا بیشتر مراقب حرفایی که می‌زنید باشید.ویران شدن، تنها برا...

📘کنار رود پیدرا نشستم و گریستم✍معرفی کتاب عشق می‌تواند مـا ر...

میزی برای کارکاری برای تختتختی برای خوابخوابی برای جانجانی ب...

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

«هیچ‌کس نگفته که بعد از مرگِ عزیزترین آدم، زندگی کردن چقدر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط