یک سحر کاش که دردامن گلزار

یک سحر کاش که دردامن گلزار
آیی
تاگل ازشرم رخت سربه گریبان
ماند
دیدگاه ها (۲)

هرشنبه که باعشق تو آغاز کنیمشعروغزل وترانه راسازکنیمتاآخرهفت...

دلم ازنرگس بیمارتوبیمارتراست...چاره کن درد کسیکزهمه ناچارتر ...

آرام جانمهرروز صبح خورشیدباچشمان توقرار داردازین روست که آرا...

کاش هرچی از نبودنت رفتنت شنیدیم دروغ باشد آقای مظلومم ودوبار...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط