اسم فیک :ولی تو نمیدونی من عاشقتم
اسم فیک :ولی تو نمیدونی من عاشقتم
پارت :11
+الو اوپا. *جیمین *
&به به نونا جونم(. نونا میشه خواهر )
+چطوری دیشب خوش گذشت(. با شیطنت )
&اهم.( با خجالت)آره.
+میگم خودت قضیه شرکت و که میدونی
&خب
+امشب به مناسبت این همکاری باید برم مهمونی ساعت11. میام خونه غذا گرم میکنم بخوریا گرسنه نخوابی باشه
&باشه آبجی جونم خوبه). با خنده)
+آفرین قهرمان( با خنده)خب من دیگه باید برم به شرکت رسیدگی کنم بای اوپا
&بای نونا
تماس با جیمین و قطع کرد و دخترک شروع کرد به حل یه سری پرونده هایی مثل سود و ضیان شرکت. کسایی که میخوان در این شرکت مستقل بشن و.....
ساعت 7 غروب
+خسته و بی حوصله عینک کارم رو در آوردم و بعد از چند ساعت نشستن پشت کامپیوتر و یه سری برگه ها کت قهوه ایم رو از روی چوب لباسی برداشتم از اتاقم اومدم بیرون ودرش هم قفل کردم امروز کمی به بقیه استراحت دادم و فک کنم الان همشون دیگه رفته باشن خونه رفتم سمت آسانسور دکمشو فشار دادم و بعد چند دقیقه رسیدم همکف همه جا تاریک بود و ترسناک فقط به چراغ آبی رنگ دیده میشد و صدای قدم های آروم .
صدایی در بین این قدم ها شنیده میشد
نگهبان:دیدی میگن خانم کیم با آقای جئون همکاری کردن
خدمتکار :آره اما چراش عجیبه چون خانم کیم هرکاری هم کنن خودشون میدونن که نمیتونن با شرکت آقای جئون رقابت کنن
نگهبان :هعی نگو این حرف هارو
خدمتکار :خب راست میگم دیگه
نگهبان :و چرا این حرف و میزنی
خدمتکار :,خب ببین تا جایی که شنیدم آقای جئون یه مافیاست که به اجبار با فردی ازدواج میکنه بعد یکسال بچه دار میشن و آقای جئون زنش رو طلاق میده و طی یه سری اتفاقات زنش میمیره و. جئون دیگه از قبل سرسخت تر روی کاراش تمرکز کرد و الان یکی از بهترین شرکت ها و پولدار ترین فرد توی کل کره جنوبی به حساب میاد
نگهبان :اوه
یه قدم به سمتشون جلو رفتم و گفتم .
+اینا چه حرف هایه که میزنید هاان هاان
نگهبان و خدمتکار :خانم کیم لطفا مارو ببخشید دیگه تکرار نمیشه.
+خیلی خب حالا هم هرچه زودتر همتون برید خونه هاتون امشب زودتر مرخصی دادم.
خدمتکار و نگهبان :چشم .
+دیگه به حرفاشون اهمیت ندادم سوار ماشینم شدم و راه افتادم سمت خونه یعنی حرفاشون راست بود هضم کردن حرفاشون برام سنگین بود ولی آخه به من ربطی نداره هوفف. انقدر به این موضوع فک کردم و حرفاشون تو مغزم اکو میشد وسط راه یهو ..
ادامه دارد
شرط نمیذارم اما خودتون حمایت کنید 🥲
پارت :11
+الو اوپا. *جیمین *
&به به نونا جونم(. نونا میشه خواهر )
+چطوری دیشب خوش گذشت(. با شیطنت )
&اهم.( با خجالت)آره.
+میگم خودت قضیه شرکت و که میدونی
&خب
+امشب به مناسبت این همکاری باید برم مهمونی ساعت11. میام خونه غذا گرم میکنم بخوریا گرسنه نخوابی باشه
&باشه آبجی جونم خوبه). با خنده)
+آفرین قهرمان( با خنده)خب من دیگه باید برم به شرکت رسیدگی کنم بای اوپا
&بای نونا
تماس با جیمین و قطع کرد و دخترک شروع کرد به حل یه سری پرونده هایی مثل سود و ضیان شرکت. کسایی که میخوان در این شرکت مستقل بشن و.....
ساعت 7 غروب
+خسته و بی حوصله عینک کارم رو در آوردم و بعد از چند ساعت نشستن پشت کامپیوتر و یه سری برگه ها کت قهوه ایم رو از روی چوب لباسی برداشتم از اتاقم اومدم بیرون ودرش هم قفل کردم امروز کمی به بقیه استراحت دادم و فک کنم الان همشون دیگه رفته باشن خونه رفتم سمت آسانسور دکمشو فشار دادم و بعد چند دقیقه رسیدم همکف همه جا تاریک بود و ترسناک فقط به چراغ آبی رنگ دیده میشد و صدای قدم های آروم .
صدایی در بین این قدم ها شنیده میشد
نگهبان:دیدی میگن خانم کیم با آقای جئون همکاری کردن
خدمتکار :آره اما چراش عجیبه چون خانم کیم هرکاری هم کنن خودشون میدونن که نمیتونن با شرکت آقای جئون رقابت کنن
نگهبان :هعی نگو این حرف هارو
خدمتکار :خب راست میگم دیگه
نگهبان :و چرا این حرف و میزنی
خدمتکار :,خب ببین تا جایی که شنیدم آقای جئون یه مافیاست که به اجبار با فردی ازدواج میکنه بعد یکسال بچه دار میشن و آقای جئون زنش رو طلاق میده و طی یه سری اتفاقات زنش میمیره و. جئون دیگه از قبل سرسخت تر روی کاراش تمرکز کرد و الان یکی از بهترین شرکت ها و پولدار ترین فرد توی کل کره جنوبی به حساب میاد
نگهبان :اوه
یه قدم به سمتشون جلو رفتم و گفتم .
+اینا چه حرف هایه که میزنید هاان هاان
نگهبان و خدمتکار :خانم کیم لطفا مارو ببخشید دیگه تکرار نمیشه.
+خیلی خب حالا هم هرچه زودتر همتون برید خونه هاتون امشب زودتر مرخصی دادم.
خدمتکار و نگهبان :چشم .
+دیگه به حرفاشون اهمیت ندادم سوار ماشینم شدم و راه افتادم سمت خونه یعنی حرفاشون راست بود هضم کردن حرفاشون برام سنگین بود ولی آخه به من ربطی نداره هوفف. انقدر به این موضوع فک کردم و حرفاشون تو مغزم اکو میشد وسط راه یهو ..
ادامه دارد
شرط نمیذارم اما خودتون حمایت کنید 🥲
- ۵۶۴
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط