ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﯽ ﻟﻄﯿﻔﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻀﺎﺭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ

ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﯽ ﻟﻄﯿﻔﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻀﺎﺭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻭﺍﺭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .
دیدگاه ها (۱)

آدمهای منفی به پیچ و خم جاده می اندیشندو آدمهای مثبت به زیبا...

بدون حضور خداجایی نروبه خیالتکه به آبادی میرسی ؟نه رفیق چراغ...

عشق برشانه ی هم چیدن چندین سنگ است .گاه میماند و ناگاه بهم م...

روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگونه؟ ب...

#حکایت_قدیمی ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﯿﻞ ﺯﺩﻥ ﮔﺬ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط