شخصی برای اولین بار یک کلم دید !

شخصی برای اولین بار یک کلم دید !

اولین برگش را کند، زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یه برگ دیگر با خودش گفت: حتما یک چیز مهمیه که اینجوری کادوپیچش کردن . . . !

اما وقتی به تهش رسید و برگها تمام شد متوجه شد که چیزی توی اون برگها پنهان نشده، بلکه کلم مجموعه‌ای از این برگهاست !

داستان زندگی هم مثل همین کلم هست !
ما روزهای زندگی رو تند تند ورق می زنیم وفکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده، درحالیکه همین روزها آن چیزیست که باید دریابیم و درکش کنیم
و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم، نه خوردنی بود نه پوشیدنی، فقط دور ریختنی بود . . . !
زندگی، همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم 👌 🏻
دیدگاه ها (۱)

باز هم از قشنگیای پاییز وبلوار طاق‌بستان کرمانشاه 😍 🍂

"عشق، فقط مادر..."استوری پسرا، سی ثانیه پس از کات کردن.

هیچ وقت شوهرتون رو به خاطر عیبهاش سرزنش نکنید!شاید اون به خا...

قبلنا اوضاع اقتصادی مملکت جوری بود که زن می‌گرفتی، خونه می‌خ...

«نگاه ممنوعه »ℙ𝕒𝕣𝕥 : 𝟙𝟝 𝕁𝕖𝕠𝕟 𝕣𝕠𝕤𝕙𝕒:** Almost Like Peace**بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط