میلاد نور

***** میلادِ نور *****

لوایِ بت پرستان , واژگون شد .
دلِ آتش پرستان , غرقِ خون شد .

چنان دریاچه یِ ساوه , بخوشید .
که جز خشکی , کسی چیزی نمیدید .

فرو شد طاق کسرایِ مدائن .
خطِ بُطلان , بر آن شاهانِ خائن .

جوانه سر زد از آمال و امّید .
تحوّل را , فلک هر لحظه می دید .

به دنیا آمد آن نورِ الهی .
که بر چیند بساط از هر تباهی .

پدر را در جنینی داده از دست .
به مهرِ مادری , دل داد و دل بست .

به عهدِ کودکی تا همسفر شد .
دریغا , دلبرش سویِ پدر شد .

در این دنیایِ پر جور و جهالت .
شد او زیبنده بر امرِ رسالت .

* عظیم افسوس در دورانِ پیری .
* به دامِ عشقِ سالارت , اسیری .

* خبر از تازگی , داده بشیری .
* که هر گه , ماهی از آبی بگیری .

====================
شعر از عبدالعظیم عربی .
دیدگاه ها (۱۷)

*** نورِ چشم ***لطفِ ایزد , دلربائی می کند .دیدگان را , ...

*** نیایش ***خداوندا , تو خلّاقِ جهانی .دلارام و رئوف و...

عزیزان به امّید روزی که درجهان برای انسانها زندان و برای پر...

میلاد حضرت عیسای مسیح ( ع) ومیلاد پیامبرگرامی اسلام حضرت محم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط