ادامه پارت

ادامه پارت 127

زیر پاهاش خالی شده و دنیای دوره سرش چرخید تند دستش رو نرده های کشتی گذاشت تا نیافته
اما جونگکوک که حالت پریشونش رو دید در لحظه تمام خشم فرو ریخت و با نگرانی به سمتش دوید و تند شونه هاش رو گرفت
و با نگرانی گفت : ویوا چی شده خوبی ؟
دختر نگاه رو بلند کرد و با چشمای که برقی از اشک توش می‌درخشید به چشمای تمام مشکی جونگکوک خیره شد...اما جونگکوک اینبار هیچ حرفی نزد و دستش رو بالا آورد موهای لخته دختر رو که توی دست باد پخش می‌شدن رو جمع کرد و دستش رو پشت گردنش برد محکم به سینه اش فشرد و دست دیگرش رو دوره کمرش حلقه کرد جوری موهایش رو بو می‌کرد که گویی گل نایابی ست که فقد متعلق به اونه جوری توی آغوشش می‌فشرد اش که گویی می‌خواهد
دیدگاه ها (۴)

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 128 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩جو...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 129 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩تو...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 127 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩وج...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 126 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩کش...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 135 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩جو...

P10سئول مثل همیشه نورانی بود.هیونجین روی صندلی نشسته بود.داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط