گریه می کرد گرگ! وقتی دید سگ به خاطر تکه استخوانی لگد های

گریه می کرد گرگ! وقتی دید سگ به خاطر تکه استخوانی لگد های چوپان را تحمل میکند!
دیدگاه ها (۱)

ماه کامل است..امشب شب گرگهاست..گرگها مرا فرا می خوانند..وقت ...

گرگ که باشیزوزه کشیدن را که بلد باشیرام نشدن را اگر آموخته ب...

از سرنوشت غمگین مباش!چه بسا سگ هایی بر روی اجساد گرگ های جنگ...

گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال و بین این همه حقیقت تنها آ...

#داستانک‹‹ حلاج گرگ بودم! ››حلاجی از شهر برای کار حلاجی به د...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

🌷مثل آسمان باش...با آن عظمت، هر از گاهی گریه میکندتا از غمش ...

🚩 داعش شروع به تهدید علیه اسپانیا کرد✍داعش فقط در راستای اسر...

تا می توانید خوبی کنید !

🌱اگر پدرم بچه های خوبی تربیت کرد به خاطر سختی هایی بود که بر...

دلیل حذف درس حسنک؛ تصمیم کبری؛فطرس؛کوکب خانم؛دهقان فداکار ؛چ...

‏ ترامپ افشاگران جنگ علیه ایران را  «سگ‌های کثیف» خطاب کردت...

اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...

🌹 فرش بهارستان که با شمشیر به تکه های مساوی و با عدالت بدل ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط