نکند جام دهد؟

نکند جام دهد؟
کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند،
کافر و بی عار شوی؟

نکند مست شوی
فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی،
کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟

نکُنَد دل نکَنی
دل بکَنَد،
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری
صبح که بیدار شوی!
دیدگاه ها (۲)

بوسه های من و تو رنگ تمنّا داردو نگاهت، قدِ یک فلسفه معنا دا...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

ما را نتوان پخت که ما سوخته ایمآتش نتوان زد که برافروخته ایم...

ﺗﻮ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺩﻟﻢ ﺩﯾﺪ ﺍﻣﺎﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺖ ﭼﻪ ﺳﺮﺍﺑﯽ ﺩﯾﺪﻩﻣﻨﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﭼﻪ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط