من روزم را باآفتاب روی تو

من روزم را باآفتاب روی تو

کزمشرق خیال دمیده است

آغازمیکنم

من با تومینویسم ومیخوانم

من با توراه میروم وحرف میزنم

وز شوق این محال

که دستم بدست توست

من جای راه رفتن پروازمیکنم
دیدگاه ها (۳)

صبح ها برای آغاز هر کاری مناسب استآغاز کندوست داشتنم را...

حسود نیستم اماوقتی عقربه هاراس ساعت صفرعاشقانه یکدیگررادر آغ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

برده عمارت جئون

جادویی عشق part 29 پارچه رو روي سر و صورتم کشیدم و تند قدم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط