عذاب

عذاب


پارت۱۱

ویو ات:
چشمام داشت گرم میشد که پنجره ی اتاقم شکست با چیزی که دیدم دست و پاهام قفل شد واقعا خودش بود اره یکی از جن.ده های کوک که همش بهم بی احترامی میکرد بدنش خیلی ضعیف به نظر میرسید اومد سمتم و موهامو گرفت و کشید آخی گفتم که کل عمارت لرزید و جنا و جانگ شین هم بدو بدو اومدن اتاقم داداشم تفنگشو سمت اون ه.رزه گرفت اونم موهامو ول کرد و بهم گفت
جن.ده:عوضییییی کوکی مال منه تو از کجا پیدات شددد
اینو گفت و همونجا پیرهنشو در آورد جنا هم که غیرتی سریع دست گذاشت رو چشای جانگ شین منم بزور خودمو کنترل کردم که نخندم اون بدنش پر از جای شلاق و سوزن داغ بود
(نکته:بچه ها اون جن.ده سوتین تنش نبود)
بعدم پشت کرد بهم و کمرشو نشون داد و جنا هم دستشو از روی چشمای داداشم برداشت و همه باهم دیدیم روی کمرش نوشته بود
(من تا آخر عمرم نوکر کیم ات هستم)
دیگه نتونستم جلوی خودم و بگیرم و شروع کردم به خندیدن و دختره برگشت و جنا دوباره دستاشو گذاشت رو چشای جانگ شین
جن.ده:رو آب بخندی گستاخ
+:هوی درست حرف بزن
جن.ده:اینارو میبینی همش کار کوکه بخاطر کص.کشی مث تو
٫ :دهنتو ببند بی فانوس
یه گلدون کنار دستم بود یه مشت خاک ازش برداشتم و پرت کردم سمتش داشت حرف میزد و دهنش باز بود کل خاک رفت تو دهنش بعدم گفتم
+:به چ.پم بدبخت خاک تو دهنت
همه خندیدن منم اون اسلحه رو...

ادامه دارد...

اینم پارت هدیه بود

حمایتتتتتت👋🏻✨💔
دیدگاه ها (۱)

عذابپارت ۱۲ویو ات:همه میخندیدن منم سریع اسلحه رو از جانگ شین...

خببب بچه ها الان میخوام یه لطف بزرگ بهتون بکنم✨😌باید برید رو...

عذابپارت ۱۰ویو کوک:تا سرمو چرخوندم ات با سرعت به سمت در عمار...

سلام خواستم بگم اگه تا چند ساعت دیگه دنبال کنندگان بالای ۳۰ ...

part 21 : ویو جنا : شام و خوردیم و تموم شد با هم ضرف ها رو ش...

part60 عشق پنهانجونگ کوک: آفرین کوچولوات: یه کار نکن لگد بند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط