تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی پارت

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۶

*کیریشیما زنگ زد به همه ی بچه ها (کل کلاس) و همه رسیدن کیریشیما همه چی رو تعریف کرد به اوچاکو گفته بودن که تمام لباس های قهرمانی رو بیاده همه لباس پوشیدن و رفتن وقتی رسیدن باکوگو در رو منفجر کرد و بعد همه وارد شدن شیگاراکی و همه ی اونا تعجب کرده بودن همه باهم می جنگیدن باکوگو دنبال ایزوکو بود تقریبن همه ی اونا کلی آسیب دیده بودن و موفق شدن شیگاراکی تمام لیگ رو دستگیر کنن ولی هنوز ایزوکو رو پیدا نکرده بودن اوتاق ایزوکو خیلی خیلی زیر زمین بود بخاطر همین وقتی اونا داشتن میجنگیدن ایزوکو فقط یه صدای خیلی کم شنید و رفت بالا و با صحنه ای وحشتناک رو به رو شد همه ی دوستاش زخمی بودن همه ی لیگ کلی اسیب دیده بودن*

ایزوکو : ای...اینجا....چخبره !

باکوگو : دکو تو خوبی !؟

*باکوگو بدو بدو رفت سمت ایزوکو و دستش رو گرفت*

باکوگو : دکو کاریت که نکردن !؟

*ایزوکو هیچی نگفت و پایین رو نگاه میکرد همینجوری از چشماش اشک می‌ریخت*

باکوگو : دکو خوبی ؟

ایزوکو : بهم دست نزن ! (با ناراحتی و فریاد)

*دستش رو از تو دست باکوگو کشید و بدو بدو از پله ها بالا رفت همینجوری باکوگو تو شک بود که تازه فهمید ایزوکو داره میره پشت بوم سریع دوید و رفت بالا ایزوکو لبه ی ساختمون وایساد بود و روبه باکوگو*

باکوگو : داری چیکار میکنییییییییی

ایزوکو : دیگه نمیدونم حتی کی هستم . سر من تمام کسایی که دوسشون دارم اسیب میبینن....اگه بمیرم هیچ کدوم دیگه آسیب نمی‌بینه

باکوگو : صبر کننننن

*ایزوکو پرید بچه ها که لیگ رو دستگیر کرده بودن اونارو داشتن تحویل پلیس می دادن که ایزوکو که داشت میوفتاد پایین رو دیدن باکوگو دوید و پرید پایین با انفجار خودش رو بزور به ایزوکو داشت میرسوند خیلی نزدیک زمین بودن که باکوگو به ایزوکو رسید و اون رو گرفت و با انفجار خودش رو اروم اروم با ایزوکو اورد پایین*

باکوگو : هی چرا اینکار رو کردی ..... چرا جوابم رو نمیدی‌ ؟

*باکوگو چک کرد و دید ایزوکو بی هوشه سریع اون رو برداشت و به بیمارستان برد*

باکوگو : هی دکتر پلشت ایزوکو چطوره ؟

دکتر : ایزوکو متاسفانه تو کما رفته

ادامه پارت بعد 💥
حالا منتظر باشید ببینید به هوش میاد یا نه 😁
دیدگاه ها (۱۰)

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۷دکتر : ایزوکو متاس...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۳باکوگو : نخیرمممممم میرم به همه ی ا...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۲میتسوکی : باکوگو بدو اماده شو باکوگ...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱(داستان)روزی در کشوری قدرت مند دو ب...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۴*ایزوکو تصمیم خودش...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۵*اونا رسیدن به خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط