🍂

🍂

هر که جز من بود،از دیدارمان مأیوس بود
همتم را رود اگر می‌داشت اقیانوس بود

رد شدی از بین ما دیوانگان و مدتی‌‌ست
بحثمان این است: آهو بود یا طاووس بود؟

خواب دیدم دستهایم خالی از گیسوی توست
خوب شد با عطر مویت پا شدم، کابوس بود

عطر گیسوی رهایی آمد و آزاد کرد
پادشاهی را که در زندان خود محبوس بود

هر زمان از عشق پرسیدند، گفتم آه، عشق
خاطرات بی‌شماری پشت این افسوس بود...
دیدگاه ها (۶)

رحـم کن ، ای بی مروت ، ای زمان !لحظه ای در جـای خود ، ثابت ب...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ گاه برایتسکوت می نویسمتو بخوان ...تنها تراز تو ...

رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر جم...

مگر من مرده باشم حال و روزت این چنین باشدنمی خواهم ببینم زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط