‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود

‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود
شايستة شفاعت حيدر نمي شود

چشم هميشه ابريتان يك دليل داشت
هر ماتمي كه ماتم مادر نمي شود

مرهم به زخمهاي دل پر شراره ات
جز خاك چادر و پر معجر نمي شود

يك عمر خون دل بخورد هم كسي دگر
والله از تو پاره جگر تر نمي شود

يك طشت لخته هاي جگر پاره هاي دل
از اين كه حال و روز تو بهتر نمي شود

يك چيز خواستي تو از اين قوم پر فريب
گفتند نه كنار پيمبر نمي شود

گل كرد بر جنازة تو زخم سرخ تير
هرگز گلي شبيه تو پرپر نمي شود

پر شد مدينه از تب داغ غمت ولي
با كربلا و كوفه برابر نمي شود

زينب كنار نيزه كشيد آه سرد و گفت
سالار من كه يك تن بي سر نمي شود

ديگر تمام قامت زينب خميده بود
از بسكه روي نيزه سر لاله ديده بود

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمدوال محمد(صل الله علیه واله وسلم)
دیدگاه ها (۲)

‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود شايستة شفاعت حيدر نمي شود چ...

نوکر نرود به کربلا پس چه کندخود را نرساند به شما پس چه کندقل...

شعرقشنگیه اگه اشکت جاری شد التماس دعایارقیة بنت الحسین(ع)دست...

یارقیة بنت الحسین(ع)دست از سرم بردار من بابا ندارمزخمی شدم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط