ساعت که از دوازده شب میگذره، آروم آروم درب های مغزت باز م

ساعت که از دوازده شب میگذره، آروم آروم درب های مغزت باز میشه و خاطراتِ ب صف کشیده، یکی یکی بدون اینکه نوبت رو رعایت کنن، هجوم میارن سمتت... چپ و راست بهت حمله میکنن...
کلی سوال ازت میپرسن ، که تو حتی واسه ی دونه ی اونا هم جواب نداری...
کلی سرکوفت بهت میزنن و با کلی علامت سوال تنهات میزارن...
ساعت که از دوازده شب میگذره، همه ی ما مثل ی محکوم ب اعدامی میمونیم که منتظریم تکلیفمون معلوم شه...
خیلیامون عفو میخوریم و برمیگردیم برای جبران اشتباهات..
خیلیامون هم.......
اعدام....!!!

کاش هیچوقت ساعت از دوازده نگذره...



#علی_قاضی_نظام
دیدگاه ها (۱۰)

#in_your_eyes part_8۸ویو کایلاچند روز گذشته بودهمه چیز کم‌کم...

پارت ۵

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴ویو میکا_____سه روز از ...

پسر بد (61)

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط