رمان دکتر رومانتیک من

رمان دکتر رومانتیک من
part ⑤
#ییعت
سوار ماشین شدم و رفتم خونه
اهو: سلام پسرم
ییعت: سلام مامان
اهو: چقدر دیر اومد نگران شدم
آیلین: مامان داداش سالمه
ییعت: قربونت برم فندوقیم حسودیت شد!؟
آیلین: نه
ییعت: معلومه قشنگ
رفتم بالا لباس عوض کردم و رفتم یه حمام کردم که برم بخواب رفتم تو جام همش به فکر دختره بودم که کم کم خواب برد
#لیزگه
اومدم خونه لباس دراوردم و اریشم رو پاک کردم دیدم
برک (دوست پسرم) زنگ زد
برک: سلام عشقم
لیزگه: سلام
برک: حتما تو رستوران سرت شلوغ بوده که اینطوری هلاکی
لیزگه: اره خیلی خسته ام
برک: باشه عزیزم برو استراحت کن شبت بخیر گلم
لیزگه: شب تو هم بخیر عشقم
ادامه دارد💅
لایک زیبا؟
#آسدور #آسیه #دوروک #سوسعم #عمر #سوسن #آیبر #برک #آیبیکه #یاستول #تولگا #یاسمین #سارپ #جانسو #ملیس_مینکاری #رجب_اوستا #ییعت_کوچاک #لیزگه_جومرت #سوبورجو_یازگی_جوشکون #اونور_سعید_یاران #خواهران_برادران #داستان_یک_شب #بوراک_دنیز#قصه_یک_شب #دریا_پینار_آک #جانفزا #ماهیر #ماهجان #ییعلیز
دیدگاه ها (۱۴)

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

پارت۵

فیک تهیونگ

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۵$کایرا : راستی داداش!!.تهیونگ...

.PRISON MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط