روزی که تمام وجودم جلوی رویش پرپر می زد
روزی که تمام وجودم جلوی رویش پرپر می زد
که مرا ببین....
دیوانه جان من تورا از تمام دنیا می خواهم
من تورا به جان تک تک رویاهایم گره زدم
تورا کشانده بودم آنجا که جای هیچکس نمی توانست باشد
درست همان روز ها که می دید من از عشقی که در تنم ریشه می دواند پا پس نمی کشم.
چشم بست و گفت: خودت را به آینده و خدایت بسپار قطعا بهترین آدم زندگی ات را به زندگی ات هدیه می کند.
همانی که برای ماندن باشد.
کاش می دانست، عشق درون سینه ی هر انسانی فقط یکبار پمپاژ می شود و برای ابد تمام می شود.
و دیگر نمی شود که این حس با همان شمایل و کیفیت با آدمهایی حتی با مصلحت خدا هم تکرار شود که دیگر نامش هرچه باشد " عشق " نیست.
هرکه گفت عشق است، بشنو و باور مکن...
که مرا ببین....
دیوانه جان من تورا از تمام دنیا می خواهم
من تورا به جان تک تک رویاهایم گره زدم
تورا کشانده بودم آنجا که جای هیچکس نمی توانست باشد
درست همان روز ها که می دید من از عشقی که در تنم ریشه می دواند پا پس نمی کشم.
چشم بست و گفت: خودت را به آینده و خدایت بسپار قطعا بهترین آدم زندگی ات را به زندگی ات هدیه می کند.
همانی که برای ماندن باشد.
کاش می دانست، عشق درون سینه ی هر انسانی فقط یکبار پمپاژ می شود و برای ابد تمام می شود.
و دیگر نمی شود که این حس با همان شمایل و کیفیت با آدمهایی حتی با مصلحت خدا هم تکرار شود که دیگر نامش هرچه باشد " عشق " نیست.
هرکه گفت عشق است، بشنو و باور مکن...
- ۳.۵k
- ۰۲ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط