معلم گفتالف

معلم گفت:الف
گفتم او/
گفت:ب
گفتم:بااو/
گفت:پ
گفتم:پیش او/
گفت:ج
خواستم بگویم جداازاو،
باخودم گفتم:اگه نباشه میمیرم پس: جانم فدای او...
دیدگاه ها (۱)

ﻫــــﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ ...ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻦ، ، ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻦ ...ﺣﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭ...

آن روز که دیدمت بسیار خوشحال شدمتو بودی همان خنده زیباهمان ط...

درد من، تنها و تنها برای من است تو نه آن را می بینی، نه می ت...

وقــتی کنـــارمــی ، جــــایــی بــرای ِ هیــچ شتـابـی نـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط