هــــــوای خیابان دارم ....

هــــــوای خیابان دارم ....

اشـــــــک بـه پایــــم سنگینـــــی میکـــــند ....

ترانــــــه هایـــت را بردار رفیــــــــق .....

مـــــــن و تــــــــو و خیــــــابان ......

و ســـــیگاری کـه با صــــدای داریـــــــوش خـــوب

می چســــــــبد .....

اون کـه رفــــــته دیگــــــه هیچــــــوقـــت نمـــــیاد ......
دیدگاه ها (۴)

از هر طرف که می‌روم شب است. با تو یا بی تو، همه چیز از دست ر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط