✨سرنوشت✨
✨سرنوشت✨
پارت ۷
ویو ات
بعد از اینکه همگی رفتیم داخل اتاق هامون دلم خواست فیلممو ترسناک ببینم
ات. جونگکوک
جونگکوک. چیه
ات. میگم میشه فیلم ترسناک بزاری ببینیم
جونگکوک. برو چیپس و پفک بیار بزارم
ات. باشه
ویو جونگکوک
ات رفت خوراکی بیاره منم تا اون بیاد فیبم سینمایی مومو رو گذاشتم(بچه ها با اینکه میدونم مومو یه مجسمه هست و واقعیت نداره اما مثل سگ خودم ازش میترسم)
ات. اوردم
جونگکوک. یه پفک بده به من چیپس رو برای خودت بردار برو روی تختت
ات. ام، میگم. چیزه میشه رو تختت پیشت دراز بکشم
جونگکوک. میترسی(با خنده)
ات. معلومه که نه
جونگکوک. پس روی تخت خودت باش(پوزخند)
ات. خب اره میترسم مگه چیه
جونگکوک. خیلی خب بیا اینجا
ویو ات
رفتم پیش جونگکوک و فیلم رو پلی کرد، چون همه خواب بودن چراغا خاموش بود و البته جونگکوک پنجره رو هم باز گذاشته بود و اون وسط هر صحنه که از مومو نشون میداد بیشتر میچسبیدم به جونگکوک
ویو جونگکوک
فیلم تموم شد خوراکی هارو بردیم اشپزخونه، پنجره رو بستیم تلویزیون رو خاموش کردم و روی تخت خودمون خوابیدیم
(۱۰ دقیقه بعد)
ات. جونگکوک
جونگکوک. هوم
ات. بیداری
جونگکوک. نه روحم داره باهات حرف میزنه
ات. هر هر هر مسخره
جونگکوک. چیکارم داشتی
ات. میگم من میترسم میشه بیام پیش تو پایین(تختشون دو طبقه هست)
جونگکوک. خب وقتی میترسی برای چی میگی قیلم ترسناک ببینیم(خنده)
ات. خب چیکار کنم
جونگکوک. من میام بالا
ویو راوی
جونگکوک رفت بالا و باهم خوابیدن....
ادامه دارد....
شرط
۵ لایک
۵ کامنت
۵بازنشر
پارت ۷
ویو ات
بعد از اینکه همگی رفتیم داخل اتاق هامون دلم خواست فیلممو ترسناک ببینم
ات. جونگکوک
جونگکوک. چیه
ات. میگم میشه فیلم ترسناک بزاری ببینیم
جونگکوک. برو چیپس و پفک بیار بزارم
ات. باشه
ویو جونگکوک
ات رفت خوراکی بیاره منم تا اون بیاد فیبم سینمایی مومو رو گذاشتم(بچه ها با اینکه میدونم مومو یه مجسمه هست و واقعیت نداره اما مثل سگ خودم ازش میترسم)
ات. اوردم
جونگکوک. یه پفک بده به من چیپس رو برای خودت بردار برو روی تختت
ات. ام، میگم. چیزه میشه رو تختت پیشت دراز بکشم
جونگکوک. میترسی(با خنده)
ات. معلومه که نه
جونگکوک. پس روی تخت خودت باش(پوزخند)
ات. خب اره میترسم مگه چیه
جونگکوک. خیلی خب بیا اینجا
ویو ات
رفتم پیش جونگکوک و فیلم رو پلی کرد، چون همه خواب بودن چراغا خاموش بود و البته جونگکوک پنجره رو هم باز گذاشته بود و اون وسط هر صحنه که از مومو نشون میداد بیشتر میچسبیدم به جونگکوک
ویو جونگکوک
فیلم تموم شد خوراکی هارو بردیم اشپزخونه، پنجره رو بستیم تلویزیون رو خاموش کردم و روی تخت خودمون خوابیدیم
(۱۰ دقیقه بعد)
ات. جونگکوک
جونگکوک. هوم
ات. بیداری
جونگکوک. نه روحم داره باهات حرف میزنه
ات. هر هر هر مسخره
جونگکوک. چیکارم داشتی
ات. میگم من میترسم میشه بیام پیش تو پایین(تختشون دو طبقه هست)
جونگکوک. خب وقتی میترسی برای چی میگی قیلم ترسناک ببینیم(خنده)
ات. خب چیکار کنم
جونگکوک. من میام بالا
ویو راوی
جونگکوک رفت بالا و باهم خوابیدن....
ادامه دارد....
شرط
۵ لایک
۵ کامنت
۵بازنشر
- ۱.۴k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط