گر بمانی با دلم با تو نفس خواهم کشید

گر بمانی با دلم با تو نفس خواهم کشید

آتش عشق تو را بر بوم دل خواهم کشید

از گل رویت گلاب قمصر و کاشان مهر

در دلم می جوشدو از نو نفس خواهم کشید

کوچه باغ عشق تو گلزار سبز آرزوست

چون بهارنارنج به دامان غزل خواهم کشید

ایکه از عشقت مستم در شراب لعل تو
بوسه هایت را به رنگ ارغوان خواهم کشید
دیدگاه ها (۵)

عاشقی درد است و تحقیر است ، فکرش را نکن.دست و پا گیر است و ز...

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل! آفرین دل! مرحبا دل!زدستش ی...

باید این احساس در دل مانده را پنهان کنماین شکستن های بر جا م...

اگرتمام دنیا را هم یک جا به من بدهندبا یک لحظه آغوشت عوض نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط