نزدیک ماه

نزدیک ِ #ماه ...
و انگشتی به اشاره ی
پیش ِ رو ،

در بستری از گیجواره ی خواب و بیداری
و داستانی تکراری

که #شب چه بلند ست ؟؟
و او بازنیامَدَنی ....!


#مهنازتوماج(آوات)
دیدگاه ها (۲)

‍ ‍ خسته اَم ... خسته از خستگی های #شب ؛از خیال های وحشی بی ...

به هُبوط سوزان شعرهای#شبانه سوگند ؛که من از زخمِ کلامِ خاموش...

در لوحه ی این #شب ِسیاهِ زودرس ،طـرح توآن ماه ِ دور از دسترس...

و تو ای #ماه نشین ؛آرام آرام در حادثه ی #شبانه هایم رسوخ کن ...

╭────────╮ ‌ ‌ ‌ 𝐚 𝐬𝐢𝐩 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮 ‌ ╰────────╯جـ...

دو پارتی اسمات شوگولی(درخواستی)

اما من عاشقتم ! پارت ۷ تهیونگ بعد از اینکه کارای شرکت و راست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط