بعضی بودنها هست،

بعضی بودنها هست،
که آرام آرام بیچاره ات میکند.
بودنهایی که تکلیفت را مشخص نمیکنند،
هستند و نیستند..
انگار خودشان هم نمی دانند!
میدانی،
تردید همیشه از ارزش ماجرا کم میکند..
باید مصمم باشد!!
پایش را توی یک کفش کند و کلافه ات کند
از بس در انتخابش مطمئن است.
کاری کند از خودت بپرسی مگر من چه هستم ؟؟
باید بودنش را صبح ها موقع صبح بخیر گفتن و شبها موقع خواب حالی ات کند.
آنجور بودن ها، که نمیدانی اش،
که مطمئنت نمیکند به بودنش
بدون آنکه خودت متوجه اش باشی بیمارت میکند.
یک روز از خواب بیدار میشوی و میبینی بیدار نمیشوی
آنها که کج دار و مریز میروند را
یکبار برای همیشه پشت در بگذار،
بعد از آن نفس کشیدن آسانتر میشود.

#دلارام_انگورانی


#انگشتر_نشون

#حلقه
دیدگاه ها (۱)

کاش صدای توپرواز می کرداز پیله ی حنجره.می نشستروی شانه ی خست...

آدمهای دوازدهِ شب به بعد را جدی نگیریدخودشان نیستندکودکِ احم...

00:00بُگذار همه که به خواب رفتندآرام آرامروی پنجه های پایتبی...

حرف که نمیزنم، از خودش نمی پرسداین بنده خدا که لال نبود..چرا...

the king of my heart 💜پارت۱۳ادمین ساعت ۱۰ شب در حال نوشتن پا...

چندپارتی(درخواستی) p4/اخرچرا چیزی نگفتی...؟ صبح روز بعد، خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط