سلام خدا.....

سلام خدا.....
سلام منم همون غریبه که هرشب این موقع ها یادش میوفته خدایی داره...
منی که تمام روزمو بدون تومیگذرونم...
امشب دلم گرفته خیلی بیشترازشبای دیگه..
هرچی سنم بیشرومشکلات بیشترمیشن..نقشه ت تو زندگیم کمترمیشه...
تاجایی که الان خیلی حضورتو کم دارم...
این چندوقت خیلی شکستم...
خیلی خورد شدم...
هیشکی نبود..همه تنهام گذاشتن...
به هرکی درد دلمو گفتم چند دقیقه ارومم کردورفت..
همه من ومحکوم میکردن به صبر...
به فراموشی..به فراموشی دنیایی که چندین وقت توش زندگی کردم وخاطره بد ازش دارم...
خیلی ساده ازفراموشی میگفتن...خیلی..
خدایا میدونم خیلی دیره ....
میدونم خیلی ازحرمتها رو شکستم..
میدونم اگه جای ما ادما بودی هیچوقت منو نمیبخشیدی...
هیچوقت.. ولی تو خدایی تو خوبی مگه نه؟
نمیگم ساده ازگناهانم بگذر...
امشب فقط حرفامو گوش کن..خیلی حرف دارم واسه گفتن..خیلی درد دارم بهت بگم....
امشب منو تو مهمونیت راه بده...
قول میدهم زیاد وقت گیر نباشم..بنده ناچیزت ""رومینا""
دیدگاه ها (۱۵)

the first lie

P¹⁰The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

بیو مستر باشه؟؟میتونید منو هر چیزی که دوست دارید صدا کنید اک...

سه☆پارتی.......p.3بعد اروم به تخت نزدیک شد و روی صندلی کنارش...

#متن #تکست#استوری #دلنوشت#رشد#آگاهی#خودشناسی #دکلمه #زیبا #خ...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط