سو: باشه مس منم کمکت میکنم
سو: باشه مس منم کمکت میکنم
هر دوتاشون در حال حفاظت از میزوکی بودن
تا کسی به میزوکی نرسه
میزوکی ۴ زانو وسط اون جمعیت ۳۰۰ نفره نشسته بود و داشت تمرکز میکرد
تمرکز کردن وسط اون دعوا شلوغ کار راحتی نبود ولی اون سعیشو میکرد
همه مشغول دعوا بودن که یهو موهای میزوکی دیگه یه طرف سبز و یه طرف صورتی نبود
صورتی و سبز در هم بودن یعنی بعضی از قسمت های مو اون سبز و بعضی از قسمت هاش صورتی بودن میزوکی چشاشو باز کرد یکی از چشم هاش که به رنگ سبز بود توی دایره سیاهی چشمش طرح گل داشت
و همه بعد دیدن این صحنه تعجب کردن همه یعنی هم اون ۳۰۰ نفر و ۵ نفر فورین
میزوکی دست چپش برد بالا و مشت
همین که دستشو مشت کرده بود یه باد شدید از دست میزوکی به صورت دایره شکل به همه خورد تمام اون ۳۰۰ نفر و خود میزوکی بیهوش شدن و ساکورا و سو و هیراگی و اومه میا و سوگیشیتا و نیری یه باد کمی حس کردن بعد نیری به سمت میزوکی دوید و گفت پس این یکی از حراکتی بود که میگفت و اون ولی که ادامش نداد درباره بیهوش شدن خودش بود
هر دوتاشون در حال حفاظت از میزوکی بودن
تا کسی به میزوکی نرسه
میزوکی ۴ زانو وسط اون جمعیت ۳۰۰ نفره نشسته بود و داشت تمرکز میکرد
تمرکز کردن وسط اون دعوا شلوغ کار راحتی نبود ولی اون سعیشو میکرد
همه مشغول دعوا بودن که یهو موهای میزوکی دیگه یه طرف سبز و یه طرف صورتی نبود
صورتی و سبز در هم بودن یعنی بعضی از قسمت های مو اون سبز و بعضی از قسمت هاش صورتی بودن میزوکی چشاشو باز کرد یکی از چشم هاش که به رنگ سبز بود توی دایره سیاهی چشمش طرح گل داشت
و همه بعد دیدن این صحنه تعجب کردن همه یعنی هم اون ۳۰۰ نفر و ۵ نفر فورین
میزوکی دست چپش برد بالا و مشت
همین که دستشو مشت کرده بود یه باد شدید از دست میزوکی به صورت دایره شکل به همه خورد تمام اون ۳۰۰ نفر و خود میزوکی بیهوش شدن و ساکورا و سو و هیراگی و اومه میا و سوگیشیتا و نیری یه باد کمی حس کردن بعد نیری به سمت میزوکی دوید و گفت پس این یکی از حراکتی بود که میگفت و اون ولی که ادامش نداد درباره بیهوش شدن خودش بود
- ۷۷
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط