من دلم می خواهد

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم 
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
"خانه دوست کجاست؟ "


فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

بفرماید

فردی مشغول تخریب دیواری قدیمی بود تا آن را نوسازی کند.درگوشه...

خدایا سلام! در دفتر حضور و غیاب امروز، حاضری زدیم! حضورمان ر...

🦢 پارت سوم | ساقدوش‌هاسه روز تا عروسی مانده بود.خانه پر از ر...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

فیک : بین راندها

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

🧁 پارت سوم | اولین قدم برای یک همکاریصبح آن روز، عطر نان تاز...

فیک : بین راندها

🦢 پارت چهارم | عروسیبالاخره روز عروسی رسید.خانه پر از گل و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط