باور نداشتم زنی بتواند

باور نداشتم زنی بتواند
شهری بسازدو به آن
آفتاب و دریا و تمدن ببخشد
دارم از یک شهر حرف می زنم
تو سرزمین منی
صورت و دست های کوچکت
صدایت،
من آن جا متولد شده ام
و همان‌جا می میرم!
دیدگاه ها (۱)

از من می‌شنوی "خودت" باشآدما اونقدر نمی‌ارزن که:تو شکلِ نظر ...

رک و رو راست بودن خیلی خوبهبدترین حالتش اینکه چیزهایی که قرا...

وقـتـی #کـسی دل کَــند و رفتـحتــــــی اگــهتمام زندگـیت پرب...

بعضی از آدمها همیشه با همه چیز کنار میان تا یه روز که دیگه ک...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

تقدیم به جانانم:🫀💐قسم به عشق و به این ؛خواب های بیدارم..قسم ...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط