بر پا شده حسینیه ای از دعا بیا

بر پا شده حسینیه ای از دعا بیا
یک شب کنار سفره ی شب های ما بیا
من خسته ام از این همه توبه از این شروع
امشب برای توبه ی از توبه ها بیا
از معرفت تهیم و از مصلحت پرم
تا زیر و رو شوم ز قدوم شما بیا
یادش به خیر صحن رضا داد می زدم
آقا نشسته ام در ایوان طلا بیا
ای منتقم اگر که نشد تا ببینمت
وقت سحر زیارت پایین پا بیا
وقتی کنار پنجره فولاد می روم
آن جا میان روضه ی دارالشفا بیا
می خوانمت که بین ابوحمزه بشنوم
نذرت قبول یک سفر کربلا بیا
دیدگاه ها (۳)

P8جئون پشت میز بزرگ و تیره‌ی دفترش نشسته بود. چراغ‌های کم‌نو...

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

پارت سی‌وپنجم | نکنه... پارک لارابالاخره بعد از چند ساعت، بچ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۳ات ویوساعت دوازده شب...صدای غرش موتور ماشین‌ها تمام پ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط