چه زود دیر میشود

چه زود دیر میشود
هنوز از با تو بودن سیر نشدم که باید بروم ورفتن سخت وشکنجه آور است بی تو بودن درد دارد
شب با یاد تو صبح از یاد تو
گریزم نیست تو همه جا هستی
تو مرا میبینی من در خودم گم میشوم
امیدم به توست دستم را رها نکن
میترسم از جدایی معبودم

دوستان شب بر شما خوش

تا دیداری دگربار بدرود درپناه حق

شهرام
دیدگاه ها (۲۰)

عاشقانه

ترجمه‌ی شعرهایی از شیما س عمر

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

#قسمت نهمراحیل: چشمانم را باز کردم. همه جا تاریک بود. سرِ جا...

ریتوا لوکانن

همین حالا شروع کناز همون جایی که هستیبا ترس، با تردید، با دل...

یادتون باشه!اگر چه گاهی تکه ابری جلویِ تابش خورشید رو می‌گیر...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط