در ساعتهای آغازین فاجعه، اومیارا سانچز کاملاً زیر آوار ب
در ساعتهای آغازین فاجعه، اومیارا سانچز کاملاً زیر آوار بود اما داوطلبان متوجه دست او که از زیر آوار بیرون آمده بود شدند و پس از اینکه بالاتنهٔ وی را آزاد کردند و برای آزاد کردن او تلاش کردند متوجه شدند که این کار بدون شکستن پاهای او غیرممکن است، هرگاه شخصی او را به بالا میکشید آب اطراف او بالا میآمد و از این رو برای غرق نشدن وی تایری دور او بستند تا هنگام عملیات نجات شناور باشد. غواصان مشاهده کردند که پاهای او زیر در گیر کرده و دستهای بیجان خالهٔ او دور پاهای او گره زده شده است.
علیرغم شرایطش اومیارا نسبتاً مثبتاندیش بود. او برای یکی از داوطلبان اشعاری از گرمان سانتا ماریا براگان خواند و درخواست شکلات، غذا و نوشیدنی و با مصاحبه موافقت کرد. هنگامی که ترسیده بود شروع به دعا و گریه کرد و در شب آخر درمورد اینکه نمیخواهد مدرسهاش دیر شود هذیان میگفت. در برههای او از کسانی که برای نجاتش تلاش میکردند خواست که او را تنها بگذارند تا بتوانند استراحت کنند. ساعتها بعد تلمبهای آوردند اما پاهای او زیر مخلوط آوار و گلرود گیر کرده بود و در نبود امکانات پزشکی برای قطع عضو، پزشکهای حاضر در آنجا مرگ او را بهتر دانستند.
علیرغم شرایطش اومیارا نسبتاً مثبتاندیش بود. او برای یکی از داوطلبان اشعاری از گرمان سانتا ماریا براگان خواند و درخواست شکلات، غذا و نوشیدنی و با مصاحبه موافقت کرد. هنگامی که ترسیده بود شروع به دعا و گریه کرد و در شب آخر درمورد اینکه نمیخواهد مدرسهاش دیر شود هذیان میگفت. در برههای او از کسانی که برای نجاتش تلاش میکردند خواست که او را تنها بگذارند تا بتوانند استراحت کنند. ساعتها بعد تلمبهای آوردند اما پاهای او زیر مخلوط آوار و گلرود گیر کرده بود و در نبود امکانات پزشکی برای قطع عضو، پزشکهای حاضر در آنجا مرگ او را بهتر دانستند.
- ۱.۲k
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط