متاسفم......

متاسفم......

امشب چه غمگنانه مهتاب برپیشانی سرخت نشسته است "شلم"
ازشیون بلوطها
حنجره کوهستان دریده شد
ریشه های سوخته ات چنگ درجان خاک
کدام بی پناهی رافریادمیکنند؟
کبکهای خرامان آشیان بربادرفته ات کجایند؟
شورشکفتن دردل دانه ها خشکید
وبرپیشانی ناتوانی من عرق شرم آتش درونم راخاموش نخواهدکرد
درعزای توای عروس سیاه پوش
ستارگان این شب خسته خون خواهندگریست...
دیدگاه ها (۱۰)

بگذار در این میان بسوزم . اما به کدامین گناه؟ جنگ آمد . دست ...

تسلیت شهر صبورم.......آتش شده قوت لایموتی که منم/فریاد و هوا...

(جنگلهای بلوط شهرم،در آتش سوختن)ﻋﺮﻭﺱِ ﺯﺍﮔﺮﺱ !ﻣُﺮﺩَﻥِ ﻫﻮﺍﯼ ﭘﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط