تپش قلب من از شر شر باران خیس است

تپش قلب من از شر شر باران خیس است
کوچه کوچه... همه جا شهر و بیابان خیس است!

وسط دلخوشی نازک و نارنجی فصل،
ناگهان جان زمین مثل زمستان خیس است...

یک نفر گوشه این شهر پر از بی تابیست....
ژاکت کهنه ی این مرد پشیمان ، خیس است...

نیستی باز و دل از خاطره ها سرشار است...
باز باران شده و خاطره هامان خیس است...

کوچه ها بی تو مرا گم شده میپندارند...
آسمان اشک به چشم است و خیابان خیس است...

نیستی پیش من اما به خیالم هستی...
و دو تا چشم، در آغوش تو پنهان، خیس است...

@ahura031
دیدگاه ها (۲)

تو را دوست دارم، ولی رو نکردم فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم نگفت...

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم **** گریه غرورمو بهم میزنهمر...

دل هوای روی ماه یار دارد جمعه هادل هوای دیدن دلدار دارد جمعه...

ای که با عطر تنت شور به جانم دادیحس بوییدن گل را به خزانــ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

فیک جونگکوک خواب های واقعی

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

رقص با سایه ها پارت یک

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط