ﯾﮏ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ

ﯾﮏ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ
ﮔﺎﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺯﺵ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻣﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﯿﺮﯾﺰﻡ
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﮔﻢ ﺷﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﻟﻌﻨﺘﯽ ﻫﺎ ﻗﻮﯼ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﻨﻨﺪ، ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ...
ﻏﺮﻗﻢ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺶ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﺶ ﻫﻤﻪ ﺗﮑﻪ ﮐﻼﻣﻬﺎﯾﺶ ...
ﺩﺍﻻﻥ ﺩﺍﻻﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺳﻮ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﮐﺴﯽ ﻟﻄﻔﯽ ﮐﻨﺪ
ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﺟﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ !
ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﺴﯿﺘﻨﺪ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﻫﻢ، ﺑﯽ ﺍﻭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ !
ﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺒﻨﺪﯾﺪ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯽ ﺍﻭ ﺗﻌﻠﻖ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
دیدگاه ها (۹)

دل که بلرزد. دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست! این وقت ها! ان...

یاد زمانی که ازت می پرسیدن میخوای چیکاره شی میگفتیدکتر یا مه...

گروه Dشما همیشه هدفی برای دنبال کردن در زندگی دارید و همواره...

گروه Aبه عشق به عنوان مهمترین چیز در زندگی می نگرید و عاشقِ ...

خوشحالم که.....

بسم الله الرحمن الرحیم لحظه ای تفکر!!1 - باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ...

ﻫﻠﻦ ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻓﺼﻼ ، ﻧﻮﺑﺮ آﻭﺭﺩﻡﺑﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﺷﻬﺮﺳﺘﻮﻧﻤﻮﻥ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط