صد دانه یاقوت با دست بسته

صد دانه یاقوت با دست بسته
در بین تابوت با جسم خسته
خیلی غریب است یاقوت در خاک
او آسمانی است فرزند افلاک
یاقوتها را در خاک و خاشاک
دستی نهان کرد از قوم ضحاک
یاقوتها را در خاک می کاشت
افسوس یاقوت جان در بدن داشت
او خاک می ریخت او دست و پا زد
نه دست و پا نه ! انگشت و پا زد
حیف است رحمی رویش چه زیباست
اهل زمین نیست غواص دریاست
سرخ است و گلگون نامش شهید است
با استخوانی از ره رسیده است
دیدگاه ها (۱)

نماز و روزه و افطار عشق است سحر خوردن کنار یار ...

زبان حال امام زمان(عج)من امامم سر پناه من کجاست؟هیئتی ها جای...

ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﻭﻭﻫﺎﺑﻰ :ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺍی ﺑﻴﻦ ﺷﻴﻌﻪ ﻭ ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ ﺗﺸﮑ...

نسیم:: یادداشت حجت الاسلام پناهیان برای "تشییع 175 شهید غوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط