ما ز چاه آب می خوریم دریا حسادت می کند

ما ز چاه آب می خوریم دریا حسادت می کند


ما ز هجر رنج می بریم لیلی شکایت می کند

ما زیار حرف می زنیم مجنون حکایت می کند

ما ز ظلم درد می کشیم این دل حماقت می کند

تا به دلبر می رسیم ، دلبر خیانت می کند


تا به گل دست می زنیم باغبان صدایت می کند

ما به یار گل می دهیم نامرد رهایت می کند

ما به او عشق می نهیم با درد رهایت می کند

ما ز عشق حرف می زنیم این دل رعایت می کند

ما ز عدل دم می زنیم چپ چپ نگاهت می کند

ما ز حق دور می شویم خالق هدایت می کند

تا گرفتار می شویم بی شک حمایت می کند
دیدگاه ها (۷)

بین ما فاصله افتاده ،نرو، دورنشومی کشم ناز ولی اینهمه مغرورن...

دو هواییم ، دمی صاف و دمی بارانیما همانیم ؛ همانی که خودت می...

حاڪمے از آڹِ ما شد، حڪم را، "دل" مےڪنیمعقل، حڪمش را نداند، ح...

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

ما همه داغداریم کسی عزا را مصادره نکند!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط