مےخواهم بنویسم؛

مےخواهم بنویسم؛
دلم گرفته ؛
یادلگیرم؛
یاشایدهم دلم گیراست؛
نمےدانم؛
اصلاهیچ وقت فرق اینهارانفهمیدم؛
فقط مےفهمم دلم یک جورےمےشود!!
"گیرمےشود؛مےگیرد؛
گیرچیزےمےشود"
جورےکه مثل همیشه نیست؛
دلم که اینطورمےشود؛
غصه هاےهمه دنیامےشود
غصه هاےمن
دلم هواےتورامےکند
هواےدل سپردن به دلتــ!!!
دیدگاه ها (۱)

همه مےدانیم؛بابےخوابےهاےشبانهنه کسے مےآید .......ونه کسےدوبا...

کاش دهخدامےدانستــ...وفرهنگ لغتش رابازنویسےمےکرد؛که؛اشکـــ؛د...

اگر درد؛گریه تاعصب برسداگر که عشق؛ لبالب شودوبه لب برسد؛شبان...

درلحظه اےکه خیانت کردےبه آرامےنفس عمیقےبکشودر کمال آرامش در ...

سلامممم چطوریددد؟؟کلیییی دلتنگتون بودم و خب از این به بعد هم...

سناریو اسلیترین + بعضی گریفیندوری ها

My professor Part:79چندین ساعت بود توی هوای سرد و بارون شدید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط