THE NAME

THE NAME...
گل رز سفیدم
PART...
9️⃣
🖤💋...
سوکجین سرش رو بلند کرد و گفت:
_هه سو به عنوان برادر بزرگترت دارم میگم.اون مرد کی بود؟
هه سو که میدونست برادرش همونطور که خیلی مهربونه خیلی هم عصبانی هست آب دهنش رو قورت داد و گفت:
_کسی که فکر میکردم آدم خوبیه؛ میتونه از تنهایی درم بیاره!
هیون سوک نگاهی به مادرش کرد و با لحنی که ترس درش بود گفت:
_همون آقایی که می‌خواست من رو بفلوشه تا باهات ازدواج بتنه منظورشونه؟
هه سو سریعا پسرش رو بغل کرد و موهاش رو نوازش کرد و بهش گفت:
_ چیزی نیست پسرکم دیگه کسی نمیتونه تو رو از من بگیره!
.
.
6p.m:
هه سو داستانی که بعد از رفتن از عمارت براش پیش آمده بود رو تعریف کرده بود و رگ غیرت یونگی حسابی باد کرده بود.
هیون سوک آزادانه از این ور به آن ور عمارت میدوید.
همه داشتن به کارهای خودشون رسیدگی میکردن.
هه سو نگاهی به اجوما انداخت و گفت:
_هیون سوک رو ببرین حیاط تا اونجا بازی کنه.
8p.m:
همینکه همه مشغول رسیدگی به کار هاشون بودن صدای تیر اندازی از بیرون توجهشون رو جلب کرد.
هه سو سریعا به سمت در خونه رفت که جیمین گفت:
_کجا میری اگه خبری باشه بادیگارد ها حلش میکنن.
هه سو بریده بریده گفت:
_هی..یون.. سوک... بیرونه...
و اشکاش که از سر نگرانی بود جاری شد و به راهش ادامه داد.
وقتی به حیاط رسید با صحنه ای که دید...
🖤💋...
ببخشید بخاطر جنگ نبودم🙂(انگار درحال جنگ بودم😅)
🖤💋...
#گل_رز_سفیدم
@wang.hea.soo.2025
دیدگاه ها (۵)

THE NAME...گل رز سفیدم PART...🔟🖤💋... قلبش تو دهنش اومد. دستش...

THE NAME...گل رز سفیدم PART...🔟➕1️⃣🖤💋... _ من باید گروهم رو ...

THE NAME...گل رز سفیدم PART...8️⃣🖤💋... _چرا؟ چرا با من این.....

THE NAME...گل رز سفیدم PART...7️⃣🖤💋... _و حواست باشه اگه دوب...

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط