خیلی از حس ها بسته به یه نگاهن ،

خیلی از حس ها بسته به یه نگاهن ،
یه نگاه متفاوت ،
یه حرف متفاوت ،
یه انگیزه ی متفاوت .
وقتی برمیگردی پشت سرتو نگاه میکنی میبینی
که چقدر خوب با نداشتن
خیلی چیزا کنار اومدی
و چقدر خوب تونستی ادامه بدی .
دقیقا مث همون موقع ای که فکر میکردی
ممکن نیست که بتونی دووم بیاری ،
یا یکمی برگردیم عقب تر ،
همون موقعی که تعجب میکردی
که چطور قبلا بدون این حس زندگی میکردی .
وقتی برمیگردی پشت سرتو نگاه میکنی میبینی که تونستی سر پا وایسی ، تونستی سینه تو بدی
و جلو و سرتو بدی بالا و بگی من دارم فراموش میکنم ،
حتی اگه پاهات لرزون باشه
و حتی اگه بغض خفه ت کنه .
بنظرم فراموشی ،
کلمه ی مسخره ای به نظر میاد ،
وقتی همه ی لحظه های یه نگاه و ،
همه ی لحظه های خنده رو ،
وقتی ،
وقتی همه ی لحظه ها رو لحظه شماری میکنی واسه دیدن یه نفر ،
مگه میشه فراموش کنی ..
مگه میشه از یادت بره .
اما بازم ،
با این همه درد
و این فراموش نکردنا ،
بر میگردی و میبینی .
چقدر خوب میتونی کنار بیای،
حتی اگه ذره ذره از جونت گرفته بشه ..
دیدگاه ها (۶)

به قد و هیکلت نگاه نکنبا بیست و چند سال سنو تمام آن " آقا" ه...

اینکه دیگران را می بخشیم بد نیست.اما پس دادن جایگاه شان ,بزر...

ربطی نداره متاهلی یا مجردمکث را تمرین کن.گاهی زندگی سخت است ...

در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشت...

سرشو به پشت ِگوشت رسوند و نفس ِعمیقی کشید. حس ِنفس های ِداغش...

عاشقت نیستم 🥀پارت 57اوراراکا ارومتر اینقدر ندوووو ـــ ساکت ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط