" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "

part : ⁷

+ ممنون.

_ راستی چند سالته؟!!

+ چند روز پیش رفتم تو ²⁰ سال.

_ جدی؟!!
تبریک میگم!

+ ممنون.
البته چه تبریکی؟!!
قرار بود بهترین روز زندگیم باشه ولی بد ترین روزم شد.

_ سخت نگیر.
مطمئنم الان داره افسوس میخوره که تو رو از دست داده!

+ جدی میگی؟!!

_ معلومه!

+ مرسی که درک میکنی.

_ مرسی که باهام احساس راحتی میکنی!

راست هم میگفت.
تا به حال انقدر با کسی احساس راحتی نمیکرد.
از اول که او را دید...
حسی درونش بیدار شد و حسی نیز خفت.
شاید حس بیدار شده " عشق " و حس خفته " غم " باشد.
سرش را به این طرف و آن طرف تکان داد تا خودش را از این فکر های بیهوده راحت سازد.
‌کمی بعد موتور جلوی آپارتمانی لوکس و مشکی رنگ نگه داشت.
تهیونگ و جونگکوک از موتور پیاده و به سمت در ورودی قدم برداشتند.
تهیونگ دسته کلیدش را در قفل چرخاند و در را باز کرد.
اول خودش و بعد جونگکوک وارد شدند.
جونگکوک پشت سر تهیونگ راه میرفت زیرا نمیدانست باید کجا برود.
تهیونگ دکمه‌ی آسانسور را فشرد و هر دو منتظر باز شدن در آن ماندند.
کمی بعد در باز شد و آنها وارد آسانسور شدند.
نور سفید و روشن آسانسور چشم جونگکوک را آزار میداد.
او از نور زیاد متنفر بود.
بی خبر از آن که تهیونگ هم اینگونه است.
تهیونگ دکمه‌ی طبقه‌ی آخر که طبقه‌ی ⁷ بود را فشرد.

+ اینجا زندگی میکنی؟!!

_ اوهوم.

دلش میخواست سوال دیگری بپرسد.
ولی فکر میکرد که بی ادبی‌ است و به او مربوط نمیشود.
بعد از کلی فکر کردن بالاخره سوالش را به زبان آورد.

+ تنهایی؟!!

_ آره.
تنها زندگی میکنم!

+ منم همینطور.

که بعد از اتمام حرفش در آسانسور باز میشود.
تهیونگ به سمت در خانه اش حرکت میکند و جونگکوک پشت سرش قدم برمیدارد.
تهیونگ کلیدش را قفل میچرخاند و در را باز میکند.
جونگکوک پشت سر او وارد خانه‌ میشود.
تهیونگ چراغی کم نور روشن میکند و میگوید.

_ خب...
خوش اومدی.

خانه‌ی او یک نشیمن ، دو اتاق و یک آشپزخانه داشت.
خانه تم خاکستری و فضای سنگینی داشت.
در کل برای زندگی خوب بود.
تنها سری به خوش آمد گویی تهیونگ تکان داد و لبخندی زد.

ادامه دارد...

²⁰ لایک
دیدگاه ها (۰)

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁶جونگکوک دیگر نتوانس...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵رو به او ایستاد که ...

چندپارتی~درخواستی>>>p.1روی تخت دراز کشیده بود با درد .ولی سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط